روزی بود. روزگاری!

روزی بود. روزگاری. طولانی بود. خسته کننده. تنها. راه می‌رفتیم. تنها. تنها. با هم. ولی تنها. و این چقدر سخت بود. که بودیم و نبودیم. که زنده بودیم. ولی زندگی نمی‌کردیم. که زندگی می‌کردیم، شاید! ولی چقدر کوتاه، گذشت. چقدر کوتاه تموم شد. دلخوشی‌ها. امیدواری‌ها. دعاها! دعاها! یادش بخیر! بچه بودم. هیچ‌وقت، هیچ‌وقت، هیچ‌وقت یادم نمیره اون دعاهای بچگونه‌ام رو. که بوی امید می‌داد. که پاک بود. که ناخالصی نداشت. من یادم نرفته خدا. تو هم یادت نرفته. میبینی؟ دروغ نمیگم. من از اول حرفم یکی بود. هرچقدر کوچیک و بچگونه! ولی یکی بود. واقعاً یکی بود. هرچقدر بچه‌ی بدی بودم. ولی نمیدونستم. هیچی! هیچی! هیچی! و چقدر آدم دلش برای دورانی که هیچی نمیدونست تنگ میشه. برای وقت‌هایی که بود. فقط بود. ای کاش بهتر بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.