شیرعلی وارد میشود !

اول از همه عیدتون مبارک و انشالله سال خوبی داشته باشید .
– طی یه اقدام انتحاری امسال من شیرعلی طور ( کنایه از شجاع بودن ) دارم حرفم رو میزنم و پیش خودم نگهش نمیدارم . از طرفی هم به شدت ناله ام این روزها . در واقع خودم داره حالم از خودم به هم میخوره ولی کاریش هم نمیتونم بکنم :/
– امروز قرار بود مامانم اینا بیان اینجا . اینکه کله سحر پاشدن اومدن به کنار ، حالا هر دو دیقه یبار مامانم میگفت خواب بودی ؟ خونه مادرشوهرت رفتی ؟ خواب بودی ؟؟ خونه مادرشوهرت رفتی ؟؟؟
یعنی دیگه دلم میخواست داد بزنم بگم تو نمیدونی من رنگم طبیعی همین رنگیه ؟ تو نمیدونی من روز قبل از عید اونجا بودم ؟؟؟ تو نمیخوای دست از سر من برداری ؟؟؟؟ ولم کن تورو قرآن .
– خستم خیلی ، هم جسمی هم روحی ، تموم میشه این خستگی ها 🙂
پ.ن : و شما نمیدونید من چقدر اسم " علی " رو دوست دارم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.