مسئله فراستی + ویرایش بعدی: نمونه ای از نقد راجر ابرت

فراستی آدم تندمزاجی است، و من حتی معتقدم ممکنه بی ادب هم بشه، به شدت رادیکال و تا جای ممکن تند رو! متر فراستی برای سینما اونقدری سختگیرانه هست که جیم جارموش و نولان و لینچ توش کارگردان “دوزاری” حساب میشن! من حرفهای فراستی رو بعضا قبول ندارم، مخصوصا سر فیلمهایی که خودم دیدم! اما فراستی رو دوست دارم! زیاد هم دوست دارم، بزرگترین نعمت نه تنها سینمای ایران، بلکه جامعه ی نقد در ایران، مردی که حرفش رو به مزاج هر کسی خوش بیاد و نیاد میزنه! از مواضعش کوتاه نمیاد و مثل کوه پشت حرفاش می ایسته! درست یا غلط، نقد میکنه و وقتی نقد میکه در مورد نقدش جواب میخواد! در واقع فراستی آینه ی تمام نمای این موضوعه که ما چرا جهان سومی هستیم، چرا اینقدر در بند تعارفات هستیم، و نقد رو با عبارت احمقانه و مسخره ی “نقد سازنده” خنثی کردیم و میشینیم برای هم به به و چه چه میکنیم! فراستی به ما نشون میده چقدر تحمل صدای مخالف رو نداریم! و البته اخیرا خدمت جالبتری کرده، و اون اینه که نشون داده هنرمندان روشنفکر نما و مردمی نژاد!!! این مرز و بوم به شدت لُمپن، سطحی و “فراستی تر از فراستی” هستن، تنها فرقشون نقاب تفکریه که میزنن و اینکه صد البته تا به حال آب ندیده بودن وگرنه رکوردهای مایکل فلپس رو جابجا مینمودن!

اخیرا فراستی به دعوت مجلس، اونجا بوده و تا جای ممکن فیلم گشت دو رو کوبیده! من به درست و غلط این نقد کاری ندارم چون فیلم رو ندیدم، گشت ۱ هم ندیدم، اما سابقه ی سعید سهیلی در فاجعه ی ناشایست “چارچنگولی” این دورنما رو بهم میده که فراستی ممکنه تند رفته باشه، ولی حرف خلاف واقع نزده! مهمترین مسئله اینه که فراستی حتی ممکنه کاملا چرند گفته باشه – که به اعتقاد من نگفته – اما اثر رو نقد کرده، در مورد هیچکسی حرف نزده، درمورد کار حرف زده، گفته گست فیلم آشغال  مستهجنی هست، کلامی از دهنش در نیومده که سعید سهیلی مستجهنه، نگفته فلانی بی دینه، نگفته بیساری دزده! همه ی حرفهای فراستی در مورد اثر بوده، منتقدانه، اثر رو نقد کرد و لا غیر!

اینجا هنرمندان محبوب و مردمی و روشنفکر و دلسوز مردم وارد صحنه میشن! اول حمید فرخ نژاد با نامه ای زننده، فراستی رو آدم فروش خوند و گفت که از سر بی پولی آدم فروخته و “ای بابا به خودمون میگفتی بهت پول میدادیم” و این دست اراجیف، نامه ای با ادبیات به شدت لمپنی! بعد از ایشون نوبت حاج کاظم بود، استاد پرویز پرستویی که ۲۵ ساله در حال بغض کردن و اشکی از گوشه ی چشم ریختن هستن! ایشون هم با ادبیاتی سخیف مسعود فراستی رو – و نه محتوای صبحتهای اون رو – مورد هجمه قرار داد و بهش گفت عقده ای و کینه توز!

باید تاسف خورد به حال هنرمندی که ادبیات صحبتش اینه و داعیه روشنفکری هم داره، داعیه سواد و تفکر هم داره!

من ممنونم از مسعود فراستی به دو دلیل عمده، یکی زنده نگاه داشتن فرهنگ نقد، در متعالی ترین حالتش و با یه رویی و یه رنگی خالص و دوم و مهمتر از اون ممنونم ازش که چهره هنرمندهامون رو نشون میده بهمون، اینکه ما میفهمیم با چه نقابهایی طرفیم!!!

تاسف باید خورد به حال جامعه ای که برخوردش با نقد، همچین چیزیه!

پ.ن ۱: کسانی که LAND OF MINE رو ندیدن سال ۹۵ رو به شدت مسخره و ناقص تموم خواهد کرد! این شاهکار رو از دست ندید!

پ.ن ۲: بعد از مدتها سرآهنگ هستم! شما هم مثل من از گوش دادن این آهنگ لذت وافر میبرید آیا؟

Kaledon – Goodbye my Friend – Power Metal

برای دانلود روی گزینه ای که در این عکس مشخص شده کلیک کنید!

بعدا نوشت: با هم نمونه ای از نقد آمریکایی رو توسط شهیرترین منتقد تاریخ سینما راجر ابرت ، مرور کنیم!

Caligula is sickening, utterly worthless, shameful trash. If it is not the worst film I have ever seen, that makes it all the more shameful: People with talent allowed themselves to participate in this travesty. Disgusted and unspeakably depressed, I walked out of the film after two hours of its 170-minute length Caligula is not good art, it is not good cinema, and it is not good p..o..r..n


کالیگولا فیلمی تهوع آور و منزجر کننده، کاملا بی ارزش و آشغالی شرم آور است! این فیلم ممکن است بدترین فیلمی نباشد که در تاریخ زندگی خودم دیده ام و این خود موضوع را شرم آور تر می کند! افراد با استعدادی داوطلبانه خودشان را در این هجویه ی مزخرف سهیم کرده اند. با حالی منزجر و دلمردگی ای غیر قابل توصیف من حتی فیلم را به پایان نبردم و بعد از دو ساعت از ۱۷۰ دقیقه ی فیلم از سینما خارج شدم. کالیگولا نه هنر خوبی دارد، نه سینمای خوبی است و حتی فیلم مستهجن قابل قبولی هم نیست!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.