نشر خوبی

اوایل مهر همین امسال سمانه ازم خواست که اگر توی کتابخونه‌ام کتاب کودک یا نوجوانی هست که مدت‌هاست سراغش نرفتم اونو به بچه‌های مدرسه‌ای محروم در یکی از روستاهای اطراف مشهد “امانت” بدم تا اونا هم سهمی از کتاب داشته باشن. اولین گام همین بود: امانت دادن کتاب‌هایم. اما ماجرا کم کم وسعت گرفت. خیلی از کسانی که می‌شناختم و نمی‌شناختم به واسطه پستی که در اینجا و اینستاگرام منتشر کردم در این حرکت سهیم شدند. نتیجه شد لوازم تحریر و چند کتاب داستانی به ازای هر دانش‌آموز مدرسه. چند روز پیش یکی از دخترهایم بهم پیام داد و خواست که همون ماجرای کتاب رو اینبار با توجه به نزدیک شدن به عید داشته باشیم.
فکر میکنم نزدیک عید کمک مالی، هرچند کوچیک، میتونه خیلی خیلی برای بعضی از خانواده‌ها مفید باشه. لطف میکنین و مهربونی و بخشندگیتون رو میرسونین اگر توی این حرکت سهیم بشین. از طریق نظرات همین پست هم میتونین با من در تماس باشین. ممنون 🙂
+در مورد ماجرای کتاب خریدن‌های مهر هم توی این پست و این پست نوشتم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.