وضعیت فیزیکی استفراغ از من رو پا تره به مولا

حدود دوازده ساعت تمام من این لباسای مسخره ی سورمه ای تنم بود و مثل سیخ نشسته بودم سر کلاس ، البته اگه از ساعاتی که واقعاً بیهوش میشدم فاکتور بگیرم !!!

.

امروز دبیر شیمی ـم مدرسه بود ، صبح پامو گذاشتم توی کلاس شیمی رو دست بچه ها دیدم فهمیدم هر چه زودتر باید برم به مامانم زنگ بزنم که نیاد !!! وگرنه دهنم سرویس میشد اساسی ژور . حالا فردا ساعت اخر قراره بیاد ، عصن بهشون بگم نیان !! لج نکنه بام این مفنگی ؟!  

هر چی فک میکنم این یارو قدش تا سرشونه ی منه ، همون روز باید یه چک میخوابوندم تو دهنش ، عملی هم هست نمیتونه پاشه دیگه :/

جیغول بیس شدم ^____^ یه درس رو یه دقیقه مونده به امتحان تموم کردم بیست شدم ، یکی رو دو دور خوندم با افتخار هژده شدم :/ منم داغونما :/

.

گَزایول چیست ؟! چیزی که راننده سرویس رفیقم اینا ندارد . 

اعتراف میکنم خیلی ناشکرم ، بابام خیلی هم خوش اخلاقه ، خداروشکر راننده مینی بوس نیست ، اینقدر که این بشر امروز سر من و دوستم داد زد و سوال جواب کرد ، من تا حالا نه جواب مامانمو داده بودم نه بابام اینطوری صحبت کرده بود ، خیکیِ کثیفِ گامبوی نارنجی پوشِ بوگندوی عن .

.

دست سازه ی زیست چهار هفته وقت داشت و من تازه یادم افتاده ، رفتم با همون لباسای مسخره مقوا خریدم کردم تو پاچه ی خواهرم درست کنه واسم ، یاد بگیرید ، همیشه منو اولین اولویت خودتون قرار بدید ، مرسی اه .

.

معلم زبانمون خودش نمیاد سرمون ، ولی فایل پی دی اف میفرسته تو تلگرام معاون و معاون چهار برگه آچار دورو سوال میده بهمون . یکیشم پونصدو چهار یونیت هفت یا هشته ، از اونم امتحان دارم فردا .

.

بهار داداچ مطمئنی خسته ای ؟؟ :// 

.

این در حالیه که دوستام رفتن کافه ، من که میدونم سید الان نمیدونه اول چی رو بریزه تو حلقش ، من که میدونم :/ جام خالی 🙁

.

میترسم بخوابم و دیگه بیدار نشم ، پتانسیلش رو داشتم واقعاً .

.

دابّظ دیگه ، من حالیم نیست هی مینویسم ، شما چرا هی میخونید :// 

.

عسل بانوووو عسل گیسووووو عسل چشمممم منو یاد خودم بنداز دوبارههههه #_#

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.