اینستاتون گرام!

من اینستاگرام رو نمی فهمم. چرا؟

الف- من خیلی وقته بلاگرم، و
اینستاگرام رو یه جور فوتوبلاگ می دونم، به نظرم نود و هشت درصد پیج ها به
خصوص اونایی که زیر عکساشون شعر و جمله قصار می ذارن معادل وبلاگای قدیمی
بلاگفان که دنبال موسشون قلب راه میفته و از بالاش ستاره می باره و محتوای
پست هاشم شعر عاشقانه و جمله قصار و عکس خودکشیه. رنج سنی دارندگان این
وبلاگ ها از دوازده تا بیست و پنج سال تخمین زده می شود. در اینستاگرام از
رضاگلزار چهل ساله تا ترلان پروانه هجده ساله از بالای صفحه شون ستاره می
باره و دنبال موس شکلک راه میفته و اصن یه وعضی طور.

 ب-یا
مثلا  «چون هر دومون یه دانشگاه درس می خونیم پس من باید فالوت کنم و تو
باید فالوم کنی» یا «فالوت که می کنم گرتمه ای راه میفتم همه عکسای قابل
مشاهده ت رو لایک می کنم» یا اصلا خیلی خزتر «فالوت کردم پس لایک می کنم»
رو اصلا و به هیچ وجه من الوجوه نمیتونم بپذیرم. من چند تا پیج از عکاس های
حرفه ای دنبال می کنم، دو سه تا پیج قلاب بافی، پیج سیامند رحمان و تیم
والیبال بانوان رو من باب اینکه فالووراشون بره بالا و حس سلبریتی بودنشون
به صورت ملموس بهشون دست بده، دو نفر که پیجشون خصوصی بوده و میخواسته م
بتونم محتواشونو ببینم و چند تا صفحه که عکسای هری پاتری یا دکترهویی
میذارن. بعد اصلا اینایی که صفحه خودشون خصوصیه و نمیشه حتی عکساشونم دید،
بعد آدمو فالو می کنن و گرتمه ای عکساشو لایک می زنن، بعدترش توقع دارن
متعاقبا همین کارو براشون بکنی رو نمی فهمم.
   اینکه من چه محتوایی رو
دنبال میکنم تابعی مستقل از نگارنده اون محتواست. اینکه تو مثلا دخترخاله
منی دلیل نمیشه من موظف باشم دنبالت کنم، عکس لیوان چایی صبحتم لایک کنم.
بعد اصلا من خیلی از عکسای این صفحه هایی که دنبال می کنم رو لایک نمی کنم
حتی. |: محتوایی رو لایک می کنم که دوست دارم بیشتر مشابهش رو ببینم. 😐

ج-خیلی
فجاعت بار تر، اینایی که میان منو دنبال می کنن رو نمی فهمم اصن :))
کادربندی من افتضاحه، نور عکسام معمولا به فاجعه ترین شکل ممکن تنظیم شده،
کپشن زیر عکسا چیزی در حد «factis» یا «no edit» یا در جولز ترین حالت ممکن
«شکلات تیوپی خریدم بخش اعظمش هواست» هست و من هرچقدر به بالا و پایین
اینستام نگاه می کنم جذابیتی برای مخاطب خارجی درش نمی بینم و نمی فهمم
مثلا لایک کردن پاک کن فکتیس کف دست من نشان از حمایت از فکتیسه یا حمایت از
دست من :)) من اونجا عکس میذارم به قصد اینکه ملت ببینن، درست! ولی دیگه
یه سری چیزا رو صرفا میذارم اونجا که برام بمونه و بعدا یادش بیفتم:)) لایک
کردن نداره وجدانی:))

د-شکنجه کش ترین مساله ممکن اینه که
من تو دنیای مجازی شدیدا یه آدم رله، با همه راحت، شوخی کن، تز دهنده و
حراف ام و تو دنیای واقعی اصلا و ابدا اینگونه نیستم مگر با افرادی که زیاد
دیدمشون یا زیاد میشناسمشون و زیاد میشناسنم. اینستاگرام هم دنیای مجازی
محسوب میشه با این تفاوت که یک بار برای همیشه و قول میدم هرگز تکرارش نکنم
هویتم اونجا حقیقیه و آحادی از جامعه که منو واقعا میشناسن هم میبیننش!
بعد مثلا اومده م زیر عکس شالگردنی که بافته م یه کپشن در حد پست وبلاگی
گذاشته م با دایره لغات مسخره و عجیب خودم، بعد تازه پس از لایک شدن توسط
تعدادی همکلاسی و فامیل متعجب متوجه شده م این اصلا شبیه اونی که منو
میشناسن نیست و خاعک :))

خلاصه که من اصلا اینطوری نمیتونم، شما چطوری میتونید خدایی؟ :))

+اسکرپ
بوک به نوعی وبلاگ گفته می شود که شما آفلاین و توی یک دفتر واقعی برای
خودتون می سازید و بر خلاف وبلاگ وظیفه نگهداریش رو به علی شیرازی یا
سرورهای پارس آنلاین یا کمیته کنترل محتوای مجازی سپاه و بسیج نمیسپارید،
بلکه شخصا عهده دارش میشید.
من حتی اسکرپ بوک رو به اینستاگرام ترجیح میدم:))

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.