سرد وخشک

سلام من خونه ی ماما بزرگم.

باید برم دانشگاه 

چون مدار داریم

هوا سردو خشک.

ماما بزرگ میگه کلاست تشکیل نمیشه اما من میگم دانشگاه ما فرق میکنه

ماما بزرگ میگه صبحانه برات چی درست کنم

من میگم نون و مربا

میرم صبحانه

 میبینم که

چیزهایی که باید بخورم یه خامه ی شکلاتی .عسلی.بدون طعم

مربای گل

شیر

وپنیر 

و…

مامابزگ هی میگه بخور 

من فقط دو لقمه میتونم بخورم

این ترم نمیتونم درس بخونم

خالم دیشب گفت که شاید  loverشدی

نمیدونم

ولی مطمعنم که خل نمیشم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.