کدام خدا؟

سیده خانم

خوب است کمی هم از خدا برایت بگویم. از او که به قولِ مشهورِ معروفی فرموده: “من نزدِ گمانِ بنده ی خویش هستم”.

جانِ مادر؛ این را خوب به خاطر بسپار و بدان که خدا برای تو همان قدر خداست که بخواهی؛ و این البته هیچ ارتباطی با مساله ی چند خدایی ندارد ولی خدای تو همان قدر خداست که قدرِ تو باشد.

ایمان به یک خدایِ قادرِ عادلِ متعالِ زیبایِ کریمِ رحیم، همان قدر تو را توانمند و عدالت خواه و والا و زیبا و با کرامت و مهربان می کند که ایمان به یک خدایِ متکبرِ سنگدلِ بی رحم و مروتِ نفهمِ تلافی کن، تو را بی رحم و رنجور و لاابالی و زشت و کریه می گرداند. آری، ایمان رفتارِ آدم را تغییر می دهد، شکلِ ایمان دنیای آدم را متفاوت می سازد.


مومن اگرچه از ریشه ی امن و در تشریح به معنی شخصی ست که هم احساس امنیت می کند و هم احساس امنیت می بخشد، اما باید دید که در چه دنیایی؟ در کدام موعد؟ در چه قرارگاهی؟ آنجا که فطرتِ بیدار قرار و آرام یابد مومن است یا آنجا که فطرت خوابیده و سرکوب شده و بیمار دنبال هوای خویش می گردد؟ ایمان را به لحاظِ لفظ و نه در معنایِ حقیقیِ خویش، می توان دارای شکل و مصداق و اعتباراتی گوناگون در نظر گرفت.


پس قربانِ لبخندِ شیرینت

خوب فکر کن، در هر لحظه مراقب باش، و نیک به این مساله بنگر که به کدام خدا، کدام سو و کدام راه ایمان یافته ای؟ و ظنّ به خدایت را تا می توانی کریم و کریم و کریم و کریم تر قرار ده که در کوره راه های تاریک و سرد دنیا و آنجا که تنهایی مثلِ خوره به جانِ سالمت چنگ می اندازد تنها و تنها کرامت است که می تواند سربلند از هر ورطه ای بیرونت آورد.



پ.ن: با تشکر از عطیه خانم که قلم ما را پس از مدت هااااا روشن کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.